ایستگاه نه چندان صورتی
توی اتوبوس تنها نشسته ام و اتوبوس آرام آرام حرکت می کند. با ام پي تيري يك آهنگ ملايم گوش ميدهم و صداي موبايلم را نميشنوم. خانمي جوان حدودا ۲۵ ساله با يك بچه ۲،۳ ماهه وارد اتوبوس ميشود. نيمنگاهي به بچه صورتي پوش مياندازم و كمي نق و نوق ميشنوم.
يكي مانده به اخرين ايستگاه مادر پياده ميشود. آخرين ايستگاه من پياده ميشوم و چند لحظه بعد راننده اتوبوس با يك حجم صورتي پياده ميشود.
+ نوشته شده در سه شنبه 22 آبان1386ساعت
4 PM توسط مریم دهخدایی |

