بیکاری داستان می نویسی؟بیکاری تو تاریکی شب بدون این کهببینی کجا داری مینویسی می نویسی؟یه وقت رو سر من ننویسی؟اصلا بیکاری؟این خل بازی ها چیه؟بگیر بخواب.حالا که چی بشه؟نه.واقعا که چی بشه؟اصلا خودت می فهمی چی داری می نویسی؟نگاه کن تو رو خدا.ترکه میره تو لوله اتل متل توتوله گفتم خستگیت در بیاد.واااااااااااااای حوصله م سر رفت.اصلا ببینم؟چی داری می نویسی؟اااااااااااا؟
چرا هر چی من می گویم می نویسی؟ننویس دختر.می گویم ننویس...
نوشته شده در تاريخ جمعه 1386/01/10 توسط مریم دهخدایی