بارها از من معذرت خواستی. بارها زنگ زدی و از دلم در آوردی.
بارها توجیه هایی عجیب و غریب آوردی که هر دویمان خنده مان می گرفت.
اما شانس آوردی که رفتی، عزیزم؛ وگرنه بعد از ازدواج من می دانستم با تو ...
نوشته شده در تاريخ جمعه 1386/06/23 توسط مریم دهخدایی
وقتی خاطرههایت زیاد میشود، دیوار اتاقت پر از عکس میشود؛ اما همیشه دلت برای كسي تنگ میشود که نمیتوانی عکسش را به دیوار بزنی ...
نوشته شده در تاريخ شنبه 1386/06/10 توسط مریم دهخدایی
